دوستاي عزيزم!
اينجا آخر قصه ي فريبا و برناست
يه داستان كه من فكر ميكردم واقعيه ولي همش يه خيال بود
ديگه پستي نمي ذارم
اينم گذاشتم كه پاياني باشه واسه وبلاگم
خدانگهدارتون
ديگه عاشقانه براي تو نمي نويسم...
تو كي هستي؟
يه دروغ بزرگ كه باورم شد
يه اشتباه كه زندگيمو تباه كرد
يه سنگ
بعد از اينكه رفتي همه چيزو فهميدم.
تو اومدي تو زندگيم به خواستت رسيدي و رفتي
تو اسم صداقت منو گذاشتي حماقت
اسم اعتمادمو گذاشتي سادگي
چقدر بهم خنديدي؟
وقتي دروغ گفتي و باور كردم؟
وقتي گفتي دوست دارم و باور كردم؟
وقتي كه بخاطر اشتباهات تو و دروغات من معذرت خواستم؟
آره
بازم بخند
يه روز نوبت خنده ي منم مي رسه
انقدر پست بودي كه بعد از 5 سال رابطه ي عميق از پشت كامپيوترت بهم گفتي خداحافظ.
حتي ازم نپرسيدي تو چي ميخواي
حتي نخواستي براي بار آخر همديگه رو ببينيم
خيانت...
دروغ....
قسم دروغ به قرآن...
هه... اين ديگه آخرش بود
من عاشق بودم واقعا عاشق بودم ولي اونيكه عاشقش شدم يه موجود خيالي بود كه تو از خودت برام شاخته بودي
گرگ تو لباس ميش
چقدر اين اصطلاح به تو مياد
حتي يه درصد هم فكر نكن كه برام مهمي يا هنوزم دوستت دارم
نامه هاتو سوزوندم با تمسخر خوندم و انداختمش تو آتيش
از جملات "من بدون تو نمي تونم" و "تو واسه من بهتريني" و ...خندم گرفت
فقط ميخوام بخندم به پستي تو و عشقي كه بهت داشتم
من آنچه را میخواهم که به رنگ التماس نیالوده باشد...
حالا تو رفتی و بازم مثل تموم قصه ها کلاغه به خونش نرسید
این روزا خیلی حالم بده
هر جا میرم خاطرات تو اونجاست و تو اولین چیزی هستی که به خاطرم می رسی
نباید آخرش به کسی که می دونستی از تموم دار و ندار دنیا فقط تورو میخواست بی بهونه بگی فقط برای اینکه نمی خوای داری میری
برو
من اسیر این زندگیم
راهی برای گریز نیست
خدا دستمو به این دنیا بسته و نمیذاره خودمو ازش خلاص کنم
روزای اولمون نمی خواستم قلبمو درگیرت کنم
گفتم یه روز میری
گفتی نه هیچ قت نمیرم
بازم من همونو گفتمو تو هم جوابمو دوباره همون دادی
دوست داشتم تا 6 ماه بعد
یه شب بهت گفتم بهت هیچ حسی ندارم
داغون شدی و من تصمیم گرفتم عاشقت بشم که دیگه داغون نشیو حالا
این منم که له شدم خرد شدم داغون شدم
من خودمو فدای عشق تو کردم و دلم می خواست تو هم مراقب عشقت می بودی
یه احساسی بهم میگه با کس دیگه ای آشنا شدی
چه به من راستشو بگی چه دروغ بدون که خدا خودش عالم و بیناست
ازت میگذرم همون جور که تو راحت ازم گذشتی و 5 سالمونو ریختی دور
دیگه برنگرد
اگه بخوای برگردی باید ازم معذرت بخوای
دارم سخت ترین روزای زندگیمو می گذرونم اونم بخاطر اعتمادی که به تو و عشقت کردم
برو آقا برنا
ولی بدون این رسمش نبود
موندن با عشق یا رفتن بخاطر نبود عشق
یا همه یا هیچ
و این دیگه بستگی به تو داره
از این قهر و آشتیا خستم
از این دودلیا خستم
خسته شدم از بس پیش کسی که یه روز عاشقانه برام می مرد دنبال عشق گشتم
دیگه نمی خوام بهت تهمت اشتباه بزنم بهت شک کنم و از اون ور هم نمی خوام منو بازی بدی
اینجا دیگه آخرشه
یا به یه شروع تازه می رسیم یا نقطه می ذاریم ته تموم این عاشقانه ها.
این دیگه پای توئه که ببینی می تونی بی من زندگی کنی یا نه
والسلام...
دل به تو بستم چون دل بسته ام بودی
ترسیدم از روزی که تو عاشقم باشی و من نه
ترسیدم از روزی که زخم خورده ام شوی
ترسیدم از روزی که بخاطرم بگریی
عاشقت شدم تا نترسم
عاشقت شدم اما تو بریدی
نترسیدی از روزی که من عاشق باشم و تو نه
نترسیدی از روزی که زخم خورده ات شوم
نترسیدی از روزی که بخاطرت بگریم
دل بریدی چون نترسیدی
خیلی سخته
خیلی سخته که همه چیزتو برای کسی بذاری که نمیتونه ببینتت
خیلی سخته که موندن و رفتن هر دو بشکننت و راه دیگه ای نداشته باشی
خیلی سخته یه نفرو توی روحت جا بدی ولی ببینی که باید بذاری بره
خیلی سخته
نمیدونم باید اون همه خاطرات خوب گذشتمونو باور کنم یا همه ی این بی عشقیاتو
نمیدونم کدوم حقیقته؟
اگه میگی هر دو پس بگو چی جوری میشه با هم جمعشون کرد
نه
دیگه زیادی حرف زدم
چه فایده داره وقتی نمی فهمی چی میگم
این روزا چقدر دوست دارم سکوت کنم
...
اومدم اینجا که متن پایینی رو بذارم اما دلم هر چی رو که گفت نوشتم. شاید مبهم به نظر می رسید اما مهم اینه که میدونم چی میگه
برایِ تــــو می نویسم ...
می روم و پشت خواهم کرد به تمامیِ تپشهایِ این دقایــــق ...
دل خواهم کَند ،
بی تـــــو خواهم زیـست ،
گوش خواهم سپرد،
فریــاد خواهم شد،
مهربان نخواهم بـود،
دل نخواهم سپرد،
آرامـــــتر که شدم،
بــــــی تــــــو خواهم مــــــــــــ ـــرد ...

یه شب تو اوج آسمونا یه ستاره ازم پرسید: "آرزوت چیه؟"
ته دلم احساس کردم قراره هر چی بخوام برآورده شه.
صد تا آرزوی بزرگ و کوچیک داشتم ولی بی معطلی جواب دادم:
"من فقط عشقمو میخوام. فقط میخوام کنارم باشه"
همه ی نقشه های زندگیم نقش بر آب شد و فقط از دنیا عشقم برام موند. آرزوم برآورده شده بود ولی اون موقع فهمیدم که توی آرزو کردنم یه چیزیو فراموش کرده بودم. آخه من برای اونی که آرزوم بود دیگه آرزو نبودم...

اینجا پرنده هم پر نمیزنه
همه جاش خاکیه
معلومه که خیلی وقته کسی نگاهش نکرده
دوست دارم بنویسم ولی هر چی مینویسم پاک می کنمش
میخوام ساکت باشم.
فقط من و سکوت...
واسه همينه كه ديگه زياد نمي نويسم
فعلناشم كه دارم زوري زوري ميرم دانشگاه
همه دنیای منی
امشب همون شبیه که داری میری سفر
هنوز نرفته دلم غصش گرفته![]()
میسپرمت به خدا آخه اون بهتر از هر کسی حتی خودت میدونه که جونت به جونم وصله البته جون تو خیلی از جون خودم واسم عزیزتره
دارم با دلم واست می نویسم
چون تو عشق اول و آخر وابد منی فقط عاشقانه برای تو می نویسم
به سلامت![]()

سلام دنیای من
این روزا خیلی خیلی خیلی بیشتر از قبل دوسِت دارم.
این روزا شدی همون برنای سابق. مهربون و حرف گوش کن. دیگه ار بداخلاقی خبری نیست. البته یادت باشه ها. اون وقتا هم که بداخلاق بودی بازم کلی دوسِت داشتم ولی خوب اینجوری بیشتر دوسِت دارم.
بازم داری قشنگترین روزای زندگیمو برام رقم میزنی و برای همین ازت یه دنیا ممنونم.
بیشتر از تو از خدا ممنونم که تورو آفرید و تورو مال من کردو نذاشت از پیشم بری و تورو بهم برگردوند.
خدا جون عاااااااااااااااااااااااااااااااشقتم. به جون برنام.
من و تو از یه مانع دیگه گذشتیم. هم فهمیدیم چقدر همدیگه رو دوست داریم و هم عشقمون قویتر و خالص تر از قبل شد.
من بخاطر بودنت و داشتنت از همه ی مانع ها میگذرم.
واسم عزیزترینی.
هر وقت از قلبم می گم احساس می کنم قلبم مثل یه بچه ی بازیگوش داره بالا و پایین می پره.
تو بهم قشنگترین حسای دنیارو میدی.
با تموم قلبم و با تموم وجودم دوسِت دارم.
یادت نره ها. من فقط عاشقانه برای تو می نویسم.
یه عالمه بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوس.
سلام عشقم
خوشحالم که دوباره آشتی شدیم
خسته شدم بس که از غم نوشتم
میخواستم پستای قبلیو پاک کنم ولی پشیمون شدم آخه میخوام یادمون باشه واسه اینکه با هم باشیم چه روزای سختیو گذروندیم البته اگه تورو ناراحت نمی کنه
می ترسم
می ترسم دوباره همه چی خراب شه
می ترسم این روزای خوش بی دووم باشه
می ترسم روزی بیاد که دیگه امیدی به برگشتنت نداشته باشم
با این همه ترس تورو دارم البته بعد از خدا
مراقبم باش
باشه؟
یه عاااااااااااالمه عاشقتم
بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوس
اینم نظری که عشقم برنا واسم گذاشته:
faghat mitoonam begam vaghan dooset daram!asan ashhhhheghetam ! asan mimiram baarat! natars! hamishe yadet bashe age az chizi betarsi saret miyad! dooset daram ghashangam!:x

